X
تبلیغات
رایتل
زمان ثبت : @date در ساعت @time

عنوان : شعر دو کاج


 


این شعر بسیار خواندنی سروده آقای محبت و از کتاب چهارم دبستان

در کنار خطوط سیم پیام / خارج از ده دو کاج روئیدند

سالیان دراز رهگذران / آن دو را چون دو دوست میدیدند

یکی از روز های سرد پاییزی / زیر رگبار و تازیانه باد

یکی از کاج ها به خود لرزید / خم شدو روی دیگری افتاد

گفت ای آشنا ببخش مرا / خوب درحال من تامل کن

ریشه هایم زخاک بیرون است / چند روزی مرا تحمل کن

کاج همسایه گفت با تندی / مردم آزار از تو بیزارم

دور شو دست از سرم بردار / من کجا طاقت تورا دارم

بینوا راسپس تکانی داد / یار بی رحم و بی مروت او

سیمها پاره گشت و کاج افتاد / برزمین نقش بست قامت او

مرکز ارتباط دید آن روز / انتقال پیام ممکن نیست

گشت عازم گروه پی جویی / تا ببیند که عیب کار از چیست

سیمبانان پس از مرمت سیم / راه تکرار بر خطر بستند

یعنی آن کاج سنگدل را نیز / با تبر تکه تکه بشکستند

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :